سد‌ زدند؛ روی بسیاری از رودهای‌جهان در آمریکا و اروپا و به تقلید از آنها در‌آسیا، آفریقا و استرالیا سدهایی بسیار ‌بزرگ زده شد. این‌چنین ‌شد که رودهای‌جهان خاموش شدند. دریاچه‌ها و تالاب‌های چاهه‌رودها خشکیدند. بوم سامانه‌های آبی گوناگون از رودخانه‌ای، کنار‌ رودخانه‌ای، دهانه‌ای، تالابی تا دریاچه‌ای شیرین‌و‌شور همه‌و‌همه مردند. گونه‌های جانوری و گیاهی وابسته به این بوم سامانه‌ها از بین رفتند. سد‌سازی روز‌به‌روز کره‌زمین را به‌سوی بیابانی‌شدن هر چه بیشتر کشانید. ماسه‌بادی برخاسته از بستر رودها و تالاب‌ها و دریاچه‌های خاموش شده، پدیده خطرناک «ریزگرد» را در مناطق وسیعی متولد کرد.   

اگر چند‌روز برای گشت‌و‌گذار به قلب کویرهای ایران بزنید، زیر‌نور آتشین خورشید، در‌گرمایی طاقت‌فرسا، در شنزارهایی که خاطره‌شان از آب به‌ هزاران ‌سال‌قبل بازمی‌گردد، شاید ارزش واقعی طلای‌ آبی‌رنگی به‌نام آب و صرفه‌جویی در‌ مصرف آن با ترک‌هایی که از تشنگی روی لب‌هايتان نشسته، برایتان اهمیت بیشتری پیدا کند. در دل‌کویر و بیابان است که آن‌قدر عرق می‌کنید و بدنتان آب از دست‌می‌دهد که شاید حمام‌رفتن و دوش‌گرفتن زیر‌آب پر‌فشار تصفیه شده به‌طور‌کامل با ذهن و حافظه‌تان بیگانه شود و تنها یک‌قطره آب‌شیرین روی‌ زبان خشکیده‌تان زندگی را برایتان آبی می‌کند. اگر شانس بیاورید و بتوانید از کویر به خانه‌تان برگردید، این جمله که «می‌توان با یک لیوان آب هم حمام کرد» برایتان معنا پیدا می‌کند. پس بیایید لحظه‌های زندگی را هدر ندهیم. قطره‌های آب در طبیعت را می‌توان به قطره‌های‌خون در بدن تشبیه کرد.  درواقع زندگی آب در دستان ما و زندگی ما در دستان آب است. پس بهتر است این جمله را دریابیم که «ما آب را از پدرانمان به ارث نبرده‌ایم، بلکه آن را از فرزندانمان به امانت گرفته‌ایم». شاید چنین احساسی وقتی که برای چند‌ساعت شیر‌فلکه‌کنتور آب‌خانه‌تان را برای ترکیدگی لوله یا مشکل دیگری ببندید یا اداره ‌آب برای مدتی آب را قطع کرده ‌باشد هم به شما دست داده باشد؛ واقعا این وضعیت غیرقابل توصیف است و نمی‌توان به‌راحتی تصور‌کرد که آب تصفیه شده در دسترس نباشد!